کابالا؛ ریشۀ اصلی فراماسونری: پس از درگذشت حضرت موسی(ع) گروهی از کافران بنی اسرائیل که شیفتۀ فلسفۀ مادیگرای مصر باستان بودند، با امتزاج عقاید الحادی و رسوم مصریان با عقاید الحادی ملل مجاور و به ویژه سحر بابِلی، کابالا یا به اصطلاح تصوّف یهودی را پایه گذاری کردند که بر پایة سحر و تسخیر جنّ استوار بود. حضرت سلیمان(ع) در دورۀ حکومت خویش دستور توقیف نوشته ها و وسایل جادوگریِ ساحران و کاهنان بنی اسرائیل را صادر کرده و این وسائل را زیر تخت خود دفن نمود و ساحران را در صورت ادامۀ کار تهدید به مرگ نمود. پس از وفات حضرت سلیمان(ع) ساحران بنی اسرائیل وی را به جادوگری متهم ساخته و ادعا کردند که رمز حکومت مقتدرانۀ سلیمان بر جنّ و انس استفاده از سحر و جادو بوده است. قرآن جاویدان در آیۀ 102 سورۀ بقره حضرت سلیمان(ع) را از این اتهام مبرّا می سازد: «و پیروی کردند از آنچه شیاطین در عهد فرمانرواییِ سلیمان می خواندند، و سلیمان کافر نبود اما شیاطین کافر بودند که به مردم سحر می آموختند و نیز آنچه که بر آن دو فرشته هاروت و ماروت در بابل نازل شد در حالی که آن دو به هر کس که سحر می آموختند می گفتند: کار ما فتنه است، مباد کافر شوی*. و مردم از آن دو جادوهایی می آموختند که می توانستند بدان میان زن و شوی جدایی افکنند و آنان جز به اذن خدا نمی توانستند به کسی زیانی برسانند، و آنچه مردم می آموختند به آنها زیان می رسانید نه سود، و خود می دانستند که خریداران آن جادو را در آخرت بهره ای نیست. خود را به بد چیزی فروختند اگر می دانستند».

*سحر در بابِل رواج فراوان داشت و موجبات گرفتاری مردم را فراهم آورده بود. این دو فرشته مأموریت یافته بودند که طریقۀ ابطال سحر را به مردم بیاموزند. ساحران با امداد شیاطین جنّ قادر به انجام بعضی از امور خارق العاده(به ویژه غیبگویی) می گردند. از لوازم اصلی بهره مندی از این امدادها، آزار رسانی به هر موجود ذی روح و نیز اهانت آشکار یا پنهان به مقدسّات الهی است. متأسفانه امروز سحر در جوامع شرق و غرب رواج فراوان یافته و فجایع فراوانی می آفریند.

جادوگران و کاهنان معابد به ترویج کابالا ادامه دادند. پس از اشغال قدس توسط صلیبیان، عده ای از شوالیه های اروپایی مأمور نگهبانی از معابد به ویژه معبد سلیمان شدند که به شوالیه های معبد معروف شدند. این شوالیه ها به ادوات و نوشته های ساحران بنی اسرائیل که در معبد مدفون بود دست یافته و تعالیم کابالا را نیز از یهود آموختند. بعد از باز پس گیری بیت المقدس توسط مسلمانان، صلیبیان و شوالیه های معبد با میراث کابالا به اروپا گریختند و بدین ترتیب تعالیم کابالا توسط این شوالیه ها به اروپا راه یافته و بعدها بنیان تشکیلات فراماسونری و ایلومیناتی را تشکیل داد و زمینه ساز صعود آن به مدارج بالای قدرت گردید. به دلیل تضاد این تعالیم شیطانی با تعلیمات کلیسا، واتیکان شوالیه های معبد را به جرم همجنس بازی، بت پرستی و جادوگری مورد پیگرد قرار داده و بسیاری از آنها را اعدام نمود. شوالیه ها به اسکاتلند مهاجرت کرده و یک انجمن مخفی تشکیل دادند که بعدها با نام لژ وال بیلدرز یا لژ کهن اسکاتلند به یکی از مهمترین لژهای فراماسونریِ اروپا تبدیل شد. به نوشتۀ کریستوفر نایت و رابرت لوماسِ فراماسون در کتاب «کلید حیرام»، فراماسونری استمرار شوالیه های معبد است. دن براون در «رمز داوینچی» نیز به این واقعیت اشاره می کند.

با تضعیف نقش و قدرت مذهب در قرن هجدهم، فراماسونها فعالیت رسمی خود را آغاز کرده و به تدریج با توسعۀ پروتستانتیزم در اروپا، لژهای زیادی در سراسر اروپا بر پا کردند. فراماسونری کاملاً بر پایۀ تعالیم کابالاست. خاخامهای یهودی اعتراف می کنند که در مناسک فراماسونری آموزه های کابالا به وضوح دیده می شود.در «نشریۀ یهود» منتشره در سال 1861 در لندن آمده است: «اساس کار مجامع ماسونی اروپا بر پایۀ اعتقادات یهود می باشد». در دایره المعارف فراماسونی(1906-فیلادلفیا) نیز آمده است: «لازم است هر محفلی، رمزی از یکی از معابد یهود باشد و نیز هر یک از رهبران ماسونی، نمایندۀ پادشاهی از پادشاهان یهود، و هر فرد ماسونی، مَثَل اعلای یک کارگزار یهود».