لوسیفرگرایی در نمادهای موجود در مرکز راکفلر

چگونه محل معروف ترین محوطه ی اسکیت روی یخ دنیا می تواند شیطانی باشد؟ آیا شما مکانی را که در تمام کمدی های رمانتیک می بینیم و یا درخت کریسمس بسیار بزرگی که در همه ی فیلمهای سال نو دیده می شود را می شناسید؟  این فرا تر از شیطانی ست ٬ این جادوئیست!

اگر این همان چیزیست که در حال حاضر به آن فکر می کنید ٬ احتمالا باید کمی مکث کرده و ادامه ی مطلب را بخوانید . اگر هم با شنیدن نام "راکفلر" انتظار دیدن انبوهی از نمادگرائی های رمزآلود و حتی شیطانی که به نظم نوین جهانی اشاره دارند را دارید ٬ بازهم باید به خواندن این مقاله ادامه دهید زیرا در اینجا قصد داریم این باورهای شما را تقویت کنیم ؛ این چیزیست که همه دوست دارند!

این مجتمع که در شهر نیویورک واقع شده و شامل ۱۹ ساختمان تجاری است شهرت خود را مدیون سبک ویژه ی تزئینات هنری بکار رفته در آن است . این مکان یکی از جدیدترین ساختمان هائی در ایالات متحده است که برنامه ای را برای عرضه ی آثار هنری به مردم در دستور کار خود دارد . آثار هنری عرضه شده در این مکان تماماً منطبق بر یک فلسفه ی خاص هستند . تا جائیکه از برخی هنرمندان خواسته می شود تا تغییراتی را در آثار خود ایجاد کنند ٬ زیرا این آثار می بایست با فضای کلی مرکز راکفلر تطابق داشته باشند . فضای این مرکز چیزی نیست جز : لوسیفر گرائی[1].

.

[1] عامه ی مردم لوسیفر گرائی را همان شیطان پرستی می دانند زیرا معتقدند که لوسیفر همان شیطان است . برخی از لوسیفر گرایان این تعریف را پذیرفته و لوسیفر را جنبه ی روشنی بخش شیطان می خوانند . از سوی دیگر ٬ سایرین با عدم پذیرش این تعریف اظهار می کنند که لوسیفر بسیار کاملتر و ایده آل تر از شیطان است . اعتقادات گروه اخیر عموما تحت تاثیر اساطیر مصری ٬ رومی ٬ یونانی و فلسفه های رمزی غرب می باشد . ضمن این که ذکر این نکته ضروریست که اگر لوسیفز خود شیطان نباشد ، قطعاً از شیاطین است .

.

لوسیفر گرائی

 

 

 

"شیطان یا لوسیفر نیروی خیر است ( “خیر” در اینجا بعنوان ارزشهای شخصی یک فرد تعریف می شود و نه لزوما مفهومی که دارای پذیرش همگانی باشد). لوسیفر در لغت به معنای “روشنی بخش” بوده و این مفهومی است که ما را بسوی درک اهمیت نمادین او راهنمائی می نماید . ماجرا از این قرار است که خدا لوسیفر را از بهشت بیرون کرد زیرا او از خداوند سوالاتی می پرسید که باعث اختلاف میان فرشتگان می شد . باید این نکته را نیز بخاطر داشته باشیم که این داستان از نقطه نظر خداپرستان بیان شده و نه از دیدگاه لوسیفر گرایان . (البته ما راجع به شیطان پرستی رایج صحبت نمی کنیم) . شاید حقیقت خیلی ساده تر از این باشد ؛ مثلا اینکه لوسیفر از بودن در بهشت انصراف داد." (Max More)

لوسیفر گرائی مدرن ریشه در آموزه های رمزی و عقاید الحادی مصریان و بابلیان باستان دارد . بر طبق این عقاید ٬ خدای جهان مادی بعنوان یک چهره ی لجوج و دیگرآزار معرفی می شود که بدنبال نگهداشتن انسان در تاریکی و جهل ابدیست . در نقطه ی مقابل ٬ لوسیفر ٬ منجی انسان بوده و به او نعمت آگاهی را اعطا می نماید . اگر داستان آدم و حوا را این بار از دید لوسیفر مرور کنیم ٬ خواهیم دید که شیطان در واقع در نقش یک “منجی پنهانی” ظاهر می شود . او کسی است که با ایستادن در برابر خدا ٬ این فرصت را در اختیار انسان قرار داد تا او خود بتواند تبدیل به خدا گردد واز این توانائی بالقوه ی خود استفاده نماید .

لوسیفر گرائی نشاندهنده ی یک ارزیابی مجدد و بنیادین از دشمن دیرینه ی نوع بشر یعنی شیطان است .هدف نهائی این مکتب٬ وارونه سازی مفاهیم خیر و شر می باشد . چگونگی این وارونگی در روایت دیگری از داستان اولین انسان منعکس شده است . برخلاف آنچه که در نسخه ی اصلی کتاب مقدس آمده است ٬ این تفسیر بر مبنای فلسفه ی عرفانی٬ نشانگر ارزیابی مجدد داستان عبری آزمایش اولین انسان  و آرزوی او برای تبدیل شدن به خدا از طریق خوردن میوه ی درخت آگاهی می باشد. (Raschke 26)

لوسیفر گرایان تلاش می کنند تا در طول حیات خود به سطح بالاتری از روشنیدگی (که اغلب با نماد مشعل نشان داده می شود) دست یابند . یک فرد روشنیده ٬ دانشهای سری را فراگرفته و از نظر روحی برای احراز مقام خدائی آمادگی دارد . ادیان سری کهن مدعی اند فرصتی برای زدودن اخلاق از طریق رویاروئی مستقیم با خداوند و یا در بسیاری از موارد با عروج به آسمانها و تغییر شکل انسان به خدا را فراهم می آورند.

لوسیفر گرایان لزوما شیطان را بعنوان یک موجود ماورائی نمی پرستند . در واقع از نظر آنان ٬ لوسیفر نماد قدرت شناخت انسان و توانائی بالقوه او برای رسیدن به مقام خدائی با بهره گیری از استعداد های خویش می باشد . لوسیفر گرایان معتقدند که این ویژگیها نهایتا به حذف خدا و نیل انسان به جایگاه حقیقی خود -مقام الوهیت- خواهد شد . این عقاید تماما در درون اومانیسم و همرده های تخصصی تر آن همچونترانس اومانیسم موجود است . این فلسفه ها که در قالب اصطلاحات قابل قبول تری در یک متن یهودی-مسیحی یافت می شوند ٬ امروزه بخشی از فرهنگ عمومی را تشکیل می دهند .("اومانیست" کمتر از "لوسیفرگرا" شیطانی وتهدیدآمیز به نظر می آید) . با پیشرفت های علمی و ظهور فن آوریهای نوین ٬ چهره های فوق ثروتمندی همچون ری کرزویل با بکار گیری این فن آوری ها٬ بدنبال فائق آمدن بر مرگ و نیل به جاودانگی می باشند.

مکس مور که یک روشنفکر ترانس اومانیست است در مقاله ی خود چنین می نویسد:

خدا٬ آنچنانکه از شواهد بر می آید ٬ یک موجود دیگر آزار بوده که قصد دارد با توقیف لوسیفر و مجازات وی٬ او را تحت تسلط قدرت (خدائی) خویش درآورد . احتمالا آنچه که در حقیقت اتفاق افتاده این است که لوسیفر به تدریج از پادشاهی خدا ٬ بیرحمی او ٬ تمایل وی برای فرمانبرداری محض و اطاعت برده وار از او و خشم دیوانه وارش از تفکر و رفتار مستقل ٬ اظهار برائت و بیزاری نمود . لوسیفر متوجه شد که تا زمانیکه تحت کنترل خدا قرار دارد نمی تواند آزادانه و مستقل بیندیشد و رفتار کند . بنابراین او عرش خدا را -که توسط موجودی آسمانی و بیرحم به نام یهوه اداره می شد- بهمراه تعدادی از ملائکه که دارای جسارت کافی  برای به چالش کشاندن اختیارات خدا و قدرت وی بودند٬ ترک نمود . لوسیفر به قدر کافی دارای هوش و تفکر انتقادی بود و نیز دلایل کافی برای اینکار داشت. او در برابر خدا و تفکرات متعصبانه ی او ایستاد . لوسیفر نماد کاوش ایده ها و چشم انداز های جدید برای دستیابی به حقیقت است.Max More

 انتظار دارید این عقاید کفرآمیز چگونه در مرکز راکفلر تجسم یابند؟ پیکره ها ٬ حجاری ها و نقاشی های دیواری همگی به این موضوع اشاره دارند : پیروزی انسان بر خدا از طریق کسب علم

.

فواره ی پرومتئوس

 

 

این مجسمه ی پرومتئوس است . یکی از اساطیر  یونانی که بخاطر ذکاوت خود شهرت دارد . با این همه٬  او با دزدیدن آتش و دادن آن به انسان ٬ به خدایگان زئوس خیانت کرد . بنابراین او فنونی چون نگارش٬  ریاضیات٬  کشاورزی٬  طب و علوم طبیعی را که مقدمه ی پیدایش تمدن هستند ٬ به بشر آموخت . پس از آن زئوس با بستن او به یک تخته سنگ ٬ وی را مجازات نمود; بطوریکه هر روز یک عقاب بزرگ از جگر او تغذیه می کرد و سپس دوباره جای آن  جگر تازه ای می روئید.

"پرومتئوس [به معنای دوراندیش] یک نادان نبود پس چرا باید از زئوس تمرد می کرد؟ او سعی کرد تا زئوس را (که همه چیز را می داند و می بیند) با یک قربانی دروغین بفریبد . او همچنین آتش را از زئوس دزدید و آنرا به انسانهای نخستین داد . زئوس تنها پرومتئوس را مجازات نکرد بلکه او همه ی جهان را بدلیل طغیانگری این خدای سرکش (پرومتئوس) تنبیه نمود." Stewart

معادل یهودی-مسیحی این داستان ٬ ماجرای لوسیفر است که به انسان نعمت علم را اعطا کرد ؛ ماجرای شیطان ٬ آدم و حوا .

 

پرومتئوس هم ارز یونانی لوسیفر در ادیان یهودی و مسیحی بوده و نیز نماد روشنگری است.

برخی فراماسونهائی که دارای تحصیلات کلاسیک هستند و نیز کسانی که از عقاید لوسیفر گرایان تاثیر گرفته اند- برای ارائه ی نمونه ای که روشنی را به بشر اعطا کرد - به داستان پرومتئوس که آتش را دزدیده و به بشر داد ٬ استناد می کنند . منتقدین چنین کاربردهای ماسونی را به اسرار پرستش لوسیفر ارتباط می دهند. Wikipedia

پیکره ی انسانی ویژه ای که در سانکن پلازا در مرکز راکفلر قرار دارد ٬ پرومتئوس را در حالی مجسم کرده که آتش دزدیده شده از زئوس را در دست دارد و آن را به سوی انسانها نگهداشته است . او درون یک حلقه قرار دارد که در قسمت بیرونی آن علائم دوازده گانه ی منطقة البروج حکاکی شده است . در پشت این مجسمه نوشته ای بدین مضمون قرار دارد :

پرومتئوس٬ آموزگار همه ی فنون٬ آتش را که برای انسان به معنای راهی بسوی آرمانهای بزرگ است ٬ به او اعطا نمود.

"آرمانهای بزرگ" یعنی رسیدن به روشنیدگی و کسب نیروی خدائی (در واقع همان رویارویی با خدا) . این اثر هنری اساساً عقاید لوسیفرگرایان را در خود جمع کرده و در میان تمام آثار هنری موجود در مرکز راکفلر٬ شاخص ترین آنهابه شمار می رود .

 .

مخلوقات پرومتئوس

 

 

در دو سوی تندیس پرومتئوس ٬ پیکره های "جوان" و "دوشیزه" قرار دارند . اینها اولین انسانهائی هستند که پرومتئوس از خاک خلق کرد .

 

چیدمان پیکره ها به این ترتیب است : پرومتئوس (معادل یونانی لوسیفر) در مرکز سانکن پلازا واقع شده و در دو طرف آن مخلوقات ویی  یعنی دو انسان قرار دارند . طبق این اعتقاد کفرآمیز ٬ همه ی انسانها مخلوقات پرومتئوس هستند .

.

یوریزن (Urizen) یا آفریننده ی جهان

 

 

در بالای ورودی ساختمان یک حاشیه ی تزئینی بسیار تاثیرگذار مشاهده می شود . این تصویر ٬ مردی با ریشهای بلند را نمایش می دهد که یک پرگار بزرگ در دست دارد و عبارتی از کتاب اشعیا بر روی آن حکاکی شده است . این اشاره ای به اثر ویلیام بلیک با نام "Urize" است که در آن خدا به شکل مردی با ریشهای بلند که پرگاری در دست دارد تصویر شده است!!!

این تصویر در کتاب بلیک با نام "Urizen" که در سال ۱۷۹۴ به چاپ رسیده ٬ آمده است . این نویسنده ی انگلیسی بخاطر اسطوره شناسی غنی ٬ اشعار رمزآلود و ساختن مجسمه هایی که به وقایع آینده اشاره داشتند ٬ به شهرت رسید .

این بخش بخصوص Urizen را نشان می دهد ؛ خدای جهان مادی . ویژگیهای وی تقریبا مشابه خدای مکتب عرفان به نام "آفریننده" بوده که عبارتست از خالق جهان پائین ودنیای پر از نقصان ٬ که انسان را در قالب مادی خود محبوس کرده است . کتاب Urizen بازتابی از عقاید اساسی لوسیفر گرائی است که در آن نبرد خیر و شر در جهت معکوس با آنچه در فلسفه های یهودی-مسیحی آمده ٬ شرح داده شده است.

"اثر بلیک یک انتقاد بی سابقه و انکار کننده ی  اصول تمدن یهودی ـ مسیحی می باشد: احکام و شریعت. اهریمن بشکل سنتی بعنوان یک اغوا کننده - از سرکشی شیطان تا خوردن میوه ی ممنوعه مطرح بوده است ولی در اینجا احکام و شریعت  قیودی هستند که با دربندکشیدن امکانات نامحدود این جهان ٬ آنرا به یک زندان خسته کننده از حواس پنجگانه و کتابهای مقدس تبدیل می کنند . علم ودین در آموزه های بلیک دیگر نیروهای مخالف یکدیگر نیستند و در عوض هر دو موانع برای رسیدن به دانش حقیقی می باشند ؛ یکی با محدود کردن وسعت دید انسان به دنیای مادی و دیگری با محدود ساختن اندیشه ی او به کتب مقدس . بنابراین ازنظر بلیک ٬ خیر حقیقی  عبارتست از افزایش گستره ی دید برای رویت امکانات واحتمالات گوناگون موجود در جهان . احتمالا مقصود بلیک پیروی از مکاتب عرفانی و رمز آلود می باشد ولی در مجموع عقاید او می تواند به تمام اقسام  تفکرات تکثرگرایانه  نیز تعمیم داده شود." Daniil Leiderman

چهره ی خدای فرقه ی عرفانی در ورودی ساختمان ٬ در حالیکه یک پرگار بزرگ که ابزار آفرینش وی می باشد را در دست دارد ٬ نقش بسته است . در اینجا ما شاهد اشاره ای نه چندان زیرکانه به فراماسونری هستیم زیرا طبق اعتقادات فراماسونها پرگار توسط  معمار بزرگ" برای شکل دادن و خلق جهان مادی استفاده می شود .

در زیر تصویر Urizen ٬ عبارتی از کتاب اشعیای نبی به چشم می خورد:

"خرد و دانش باید مایه ی ثبات و پایداری زندگی تو باشد کتاب اشعیا ۳۳:۶

کتاب اشعیا شامل پیشگوئیهائی از زمان های آینده بوده که مجازات و در نتیجه سقوط  شهر بابل (هم شهر باستانی بابل و هم بابل جدید) را پیش بینی کرده است . بخشی از این کتاب که پیشتر در یک مقاله ذکر شد ٬ مبین موضوعاتی است که مردم را از رنجها و محنتهای بیشمار ایام پیش بینی شده مصون می دارد : دانش و خرد . این کتاب زمانی را پیش بینی می کند که "هیچکس در اورشلیم بیمار نخواهد بود" و به نظر می آید که این پیشگوئی به زمانی اشاره دارد که علوم و فن آوری ها به حدی پیشرفت کرده اند که قادر به درمان تمامی بیماری ها و آلام بشر می باشند . عبارت "محنتهای بیشمار” نیز به پیدایش نظم نوین جهانی اشاره دارد ؛ زمانیکه تمامی کشورها در زیر پرچم یک حکومت جهانی واحد متحد می شوند و این همان هدف خانواده ی راکفلر است . البته این یک نظر شخصیست!

.

شمشیر هائی درون گاوآهن

 

 

این قسمت به بخش دوم کتاب اشعیا اشاره دارد و تبدیل شمشیرها به گاوآهن را به تصویر می کشد . در زیرقسمتی از کتاب مقدس  که به همین موضوع اشاره دارد را می خوانیم:

او میان اقوام مختلف داوری خواهد کرد

و نزاع بسیاری از مردم را پایان خواهد داد.

آنها شمشیرهایشان را به خیش و نیزه ها را به قلاب ماهیگیری تبدیل خواهند کرد

ملتها به روی یکدیگر شمشیر نخواهند کشید

و دیگر هیچکس برای جنگ آماده نخواهد شد

اشعیا ۲:۴

بار دیگر کنایه ای زیرکانه به نظم نوین جهانی را مشاهده  می کنیم . این بخش از اشعیا یک محکمه و یک حکومت واحد را برای تمامی ملل و اقوام بشری توصیف می کند و بشارت دهنده ی دوره ی جدیدی است که در آن جنگی وجود ندارد . تصویر شمشیرهائی که به گاوآهن تبدیل می شوند یکی از نقاشیهائیست که بر روی دیوارهای فرودگاه بین المللی دنور نیز مشاهده می شود . اعضای خانواده ی راکفلر همواره بازیگران اصلی صحنه ی حکومت واحد جهانی بوده و در این راه تلاش بسیار نموده اند . بهمین خاطر برخورد با چنین اشاراتی در ساختمانی که توسط آنها ساخته شده است باعث تعجب ما نمی شود . دیوید راکفلر در خاطرات خود می نویسد:

به مدت بیش از یک قرن٬ افراطیون آرمان گرا در هر گوشه از طیف سیاست مداران با غنیمت شمردن وقایع عمومی ٬  از این فرصت برای هجمه به خانواده ی راکفلر بخاطر چیزی که آنرا تاثیر بیش از حد بر سیاست آمریکا و موسسات اقتصادی می خوانند ٬ بهره برده اند . برخی حتی بر این باورند که ما برعلیه منافع ایالات متحده دسیسه چینی کرده و من وخانواده ام را انترناسیونالیست می خوانند . آنها ما را به توطئه چینی با افراد دیگر در کشورهای مختلف برای یکپارچه سازی سیاستهای جهانی و ساختارهای اقتصادی متهم می کنند . جهانی سازی! این است جرم من ٬ من گناهکارم و به این افتخار می کنم. خاطرات دیوید راکفلر٬ ص۴۰۵

سوال این است : آیا آنها از طرح نظم نوین جهانی در دهه ی ۱۹۳۰ -زمانی که ساختمان پلازا ساخته می شد- اطلاع داشتند؟ پاسخ این است که : بله٬ آنها قطعا این موضوع را می دانستند . جهانی سازی یک ایده ی جدید نیست .

.

اطلس

 

 

حدس بزنید که چرا اطلس بایستی دنیا و وصور فلکی را بر دوش خود حمل کند؟ پاسخ روشن است ؛ زیرا او موفق شد که خدایگان زئوس را مغلوب نماید . محور شمال به جنوب این استرلاب گوی‌شکل به مکان ستاره ی شمالی در آسمان نیویورک اشاره دارد . بر روی شانه های اطلس یک تیر خمیده وپهن وجود دارد که  روی آن نمادهای کهن عطارد ٬ ونوس ٬ زمین ٬ مریخ٬  مشتری ٬ زحل ٬ اورانوس و نپتون حکاکی شده است . در مجاورت تصویر زمین ٬ (بر بازوی راست اطلس) یک هلال دیده می شود که نمایانگر ماه است . نمادهای دوازده صورت فلکی که خورشید در طی یک سال از آنها عبور می کند نیز به یکی از حلقه های این کره ضمیمه شده است.

این پیکره می تواند بعنوان معادل تندیس مسیح مصلوب برای لوسیفر گرایان تلقی شود . اطلس خود را در راه مبارزه با خدایان فدا کرد.

این مجسمه با خود بحث و جدلهائی نیز بهمراه داشت . اول اینکه این تندیس برهنه و کفرآمیز درست روبروی کلیسای سنت پاتریک نصب شده . ثانیا این مجسمه از پشت سر مانند مسیح مصلوب به نظر می رسد.

 و مورد آخر اینکه٬ لی لاری متهم به استفاده از چهره ی دیکتاتور ایتالیائی بنیتو موسولینی -که در آنزمان قدرت را دردست داشت- بعنوان مدلی برای ساختن صورت اطلس گردید .

به همان صورتی که اطلس در افسانه ها زئوس را شکست داد ٬ این پیکره نیز دین (در اینجا مسیحیت) و حتی دموکراسی را در شهر نیویورک به مبارزه می طلبد .

.

دیگر نشانه ها

 

 

مرکز راکفلر مملو از نقوش برجسته ٬ نقاشی های دیواری و پیکره های تاثیر گذار و بسیاری از تصویر سازیهای نماد گرایانه است . اگر شما برای بازدید به آنجا بروید احتمالا متوجه  نکات بسیاری می شوید که در این مقاله از قلم افتاده است . به نظر می رسد که بررسی همه ی این نکات با جزئیات فراوان امری غیر ممکن باشد ولی در ادامه بخشهای جذابی را خواهیم دید که کاوش در باره ی آنها را به شما واگذار می کنم . به تاثیر اعتقادات بابلیان و مصریان باستان و نیز حضور مشعل روشنائی و نمادهای رمزآلودی که در همه جای این بنا وجود دارد ٬ توجه کنید .

 این نقاشی فکر و اندیشه را بصورت یک خدا به تصویر کشیده است که نعمت خود را به انسان اعطا نموده و سرنوشت شوم جهل و نادانی را به او نشان می دهد.

.

در زیر بالهای مشعل روشنائی . . .

.

کلمبیا ٬ الهه ی جنگ ٬ جام معرفت روحانی را در دست دارد .

 .

این عنکبوت ها در بسیاری نقاط دیگر در سراسر دنیا دیده می شوند و شاید نماد “مادری” باشند. اما من فکر می کنم که آنها نماد نیروهای شیطانی بوده که در صدد آسیب رساندن به توده ها هستند.

.

قضاوت با شماست! 

.

سخن پایانی

 

 

مجموعه ی آثار هنری موجود در مرکز راکفلر ٬ در بردارنده ی پیامی یکپارچه هستند که این پیام تنها با تحلیل دقیق اشارات فرهنگی و رمزی پنهان در نماد ها قابل درک است . بطور کلی هدف ازاین برنامه ی هنری ٬  رهائی از خدای مادون ٬ تجلیل از چهره های اساطیری مخالف با قوانین خدایان و در نهایت ستایش نیاز بشر برای بدست آوردن مقام خدائی می باشد . پیشرفت انسان در صنایع و علوم به شکلی مطرح می شوند که گوئی جز با مخالفت با خدا و جز برای مقاصد ضد دین نمی توان به آنها دست یافت! همه موارد یاد شده مرکز راکفلر را به معبدی مجازی برای پرستش عقاید لوسیفرگرایان تبدیل کرده است.

لوسیفر گرائی یک هسته ی فرماندهی را تشکیل می دهد . این مکتب دلیل دیرپائی بسیاری از برنامه های قدرت حاکمه یعنی نظم نوین جهانی است . این برنامه قرنها مورد بحث بوده و بسیاری از تصمیمات سیاسی برای تحقق آن گرفته شده اند .

لوسیفرگرائی مشروعیت دینی کافی را به نخبگان طبقه ی حاکم می دهد تا برنامه هائی که در غیر اینصورت از نظر اخلاقی چالش برانگیز هستند را بکار بندند . با این وجود این افراد معتقدند که  تنها انسانهای شایسته قادر به کسب معرفت روحانی هستند در حالیکه سایر مردم باید در جهل و نادانی مطلق بسر برند . شاید این دلیل برپائی جشنهای کریسمس توسط مردم ناآگاه در این معبد لوسیفر باشد . مردم این را درک نمی کنند . در واقع مرکز راکفلر پیروزی انسان بر حکومت خدا و همچنین آغازحکومت استبدادی ایلومیناتی را بر توده های مردم ناآگاه جشن می گیرد . . .

/ 0 نظر / 146 بازدید